حكايت ازدواج پيرمرد با زن جوان

از پيرمردى پرسيدند: چرا زن نگيرى؟

جواب داد: ازدواج با پيرزنان موجب خوشى نيست.

به او گفتند: با زن جوانى ازدواج كن، زيرا ثروت مكنت براى اين كار دارى.

در پاسخ گفت: من كه پير هستم، با پيرزنها الفت و تناسب ندارم، تا چه رسد به زن جوان. زن جوان چگونه تواند با من كه پيرم پيوند دوستى برقرار سازد؟

زور بايد نه زر كه بانو را

گزرى دوست تر كه ده من گوشت

حكايت هايي از سعدي

 باب ششم - در ناتوانى و پيرى